یک نگاه نوروساینتیفیک به رابطهٔ هنر، احساسات و تنظیم هیجانی
در سالهای اخیر، پژوهشهای نوروساینس مسیر تازهای را برای فهم تأثیر هنر باز کردهاند.
مطالعهای در مجله Frontiers in Psychology نشان میدهد که هنگام خلق اثر هنری:
سیستم لیمبیک (مرکز پردازش احساسات) فعال میشود
قشر پیشپیشانی (مرکز تصمیمگیری و تنظیم هیجان) قویتر عمل میکند
مسیرهای حسی–حرکتی که به بدن وصل هستند، مشارکت میکنند
این یعنی هنر همزمان احساسات را بالا میآورد و به تنظیمشان کمک میکند.
این درست همان مکانیزمی است که در درمانهای مبتنی بر احساس و بدنمحوری مثل Somatic Therapy استفاده میشود.
جالب اینکه MRI نشان داده لمس بافت رنگ، حرکت دست و ساختن تصویر فعالیت مغز را در بخشهایی افزایش میدهد که با احساس لذت، معنا و شناخت خود مرتبطاند.
✦ این موضوع برای درنگ چه معنایی دارد؟
وقتی شرکتکننده در درنگ نقاشی آزاد میکشد،
«حرکت آزاد + لمس + تمرکز نرم» باعث میشود مغز احساسات نگهداشتهشده را بیان، پردازش و رها کند.
همین است که خیلیها بعد از کارگاه میگویند:
«نمیدانم چرا، ولی انگار یک جاهایی درونم نرمتر شد.»
منبع:
Strang, C.E., 2024 – Art Therapy and Neuroscience
https://www.frontiersin.org/articles/10.3389/fpsyg.2024.1484481/full







